مؤلّف گويد :
مرحوم شارح در كتاب مسالك فرمودهاند :
مقصود اين است كه دو دست شتر را نزديك بهم آورده و با ريسمانى از قدم پا تا زير شانه حيوان را به يكديگر به بندند نه اينكه هركدام از دو دست را جداگانه خم كرده و سمّها را به شانهها چسبانده و به همين حالت ببندند چه آنكه در اين صورت حيوان قدرت بر اين ندارد كه بايستد در حالى كه مستحب است در حال نحر آن را ايستاده طعن بزنند ، پس جمع بين دو وظيفه استحبابى به اين است كه نحوه بستن به همانطورى باشد كه شرح داده شد .
قوله : بان يربطهما معا مجتمعين : ضمير تثنيه به [ يديها ] راجع است .
قوله : و روى انّها يعقل يدها اليسرى : اين روايت را مرحوم حاجى نورى در ج ( 3 ) از مستدرك كتاب صيد و ذباحه باب ( 2 ) ص ( 66 ) حديث ( 5 ) به اين شرح نقل فرموده است :
از مولانا جعفر بن محمّد عليهما السّلام انّه سئل عن البعير يذبح او ينحر ؟
قال : السّنّة ان ينحر .
قيل : كيف ينحر ؟
قال : يقام قائما حيال القبلة و يعقل يده الواحدة و يقوم الذى ينحره حيال القبلة ، فيضرب فى لبّته بالشّفرة حتّى تقطع و تفرى .
قوله : و يوقفها على اليمنى : ضمير مؤنث در [ يوقفها ] به ابل راجع است .
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 99
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٩٩