تناسب يا تغليب اسم ذبح بر معنائى است كه شامل نحر نيز مىشود و الّا ذبح با نحر تباين دارد و بهر تقدير همانطوريكه مرحوم مصنف فرموده از بين تمام حيوانات صرفا شتر را مىتوان نحر نمود و غير آن از حيواناتى كه قابل تذكيه هستند به استثناى آنهائيكه استثناء شدهاند همچون ماهى و ملخ قطعا بايد ذبح شوند بنابراين اگر عكس آن واقع شد يعنى شتر را ذبح نموده يا هم ذبح و هم نحر كرده و غير آن از حيوانات ديگر را در حال اختيار نحر نمودند حيوان در هردو صورت حرام مىشود چه شترى كه با ذبح يا جمع بين ذبح و نحر قربانى شده و چه غير شتر كه نحر گرديده است .
سپس مىفرماين :
و اگر غير شتر را بواسطه اضطرار نحر كردند مثل حيوانى كه طغيان و چموشى كرده كه با غير نحر قربانى كردنش ممكن نيست در اين فرض حيوان حلال مىباشد همانطورى كه اگر ضرورت ايجاب كند كه آن رابا نيزه طعن زده و هلاكش كنند حلال بوده ولو بهر كيفيّت و شكلى باشد .
قوله : و ذكره فى باب شرائط الذّبح : ضمير مجرورى در [ ذكره ] به نحر راجع است .
قوله : او تغليب لاسم الذّبح على ما يشمله : ضمير فاعلى در [ يشمله ] به ماء موصوله و ضمير مفعولى به نحر عود مىكند .
قوله : و ما عداها : ضمير مؤنث به ابل راجعست .
قوله : او جمع بين الامرين : يعنى شتر را هم با نحر و هم با ذبح قربانى كنند .
قوله : او نحر ما عداها : ضمير مؤنث در [ ما عداها ] بابل راجع است .
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 80
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٨٠