و نيز مانند : [ مروه حادّة ] يعنى سنگ چخماق كه با آن آتش روشن مىكنند .
و همچنين نظير [ زجاجه ] يعنى شيشه .
و پس از تعذّر آهن اين اشياء جملگى در عرض واحد بوده و هيچ ترجيحى بين آنها وجود ندارد .
و نيز ميتوان از اشيائى شبيه به اينها استفاده كرد يعنى از هر آلتى كه از غير آهن بوده ولى تيز و برّنده باشد .
و دليل ما بر اين حكم صحيحه زيد شحّام از مولانا الصّادق عليه السلم است :
حضرت فرمودند : وقتى به آهن دست نيافتى با سنگ و استخوان و نى و چوب ذبح نما و وقتى حلقوم قطع شد و خون خارج گرديد اشكالى نداشته و مىتوان از ذبيحه استفاده كرد .
و در روايت حسنه عبد الرّحمن ، از مولانا الكاظم عليه السلام آمده كه راوى مىگويد :
از حضرتش راجع به سنگ چخماق و نى و چوب سؤال كرده كه آيا با اين اشياء در وقتى بچاقو دست نيافتيم ذبح بكنيم ؟
حضرت فرمودند : اگر اوداج و رگها بريده شدند اشكالى ندارد .
قوله : و هى القشر الا على للقصب : ضمير [ هى ] به ليطه راجع است ، يعنى پوست سختى كه روى نى مىباشد .
قوله : المتّصل به : كلمه [ المتّصل ] صفت است براى [ القشر ] و ضمير در [ به ] به قصب راجع است .
قوله : يقدح النّار : يعنى آتش را مىافروزد .
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 61
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٦١