تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 380

مساهمون:

ص٣٨٠
و بعبارت ديگر : اگر عام با مخصّص مجمليكه از نظر مفهوم اجمال دارد تخصيص خورد باشد مفهوم متيقّن خاصّ را مىتوان مخصّص قرار داده و در مجملش به عموم عام بايد تمسّك كرد . مؤلف گويد : اين فرموده شارح ( ره ) در جائى است كه مخصّص مردّد بين اقل و اكثر بوده و نيز در دليل منفصلى از عام ذكر شده باشد چه آن‌كه ارباب اصول فرموده‌اند در چنين موردى اجمال مخصّص بعام سرايت نكرده و در فرد مجمل باصالة العموم مىتوان تمسّك كرد ولى در مثل مورد بحث كه مخصّص اوّلا متّصل و ثانيا مردّد بين متباينين مىباشد اجمال خاصّ سرايت كرده و عام را مجمل مىنمايد و لذا تمسّك به آن جايز نيست چه آنكه : اوّلا [ غير عاد ] مخصّص متّصل است . و ثانيا تفسير اوّل با معناى دوّم آن متباين مىباشد . و در چنين مواردى همانطوريكه اشاره شد تمسّك به اصالة العموم در مجمل صحيح نيست . سپس مرحوم شارح مىفرماين : مرحوم طبرسى براى [ باغى ] سه تفسير فرموده بشرح ذيل : 1 - باغى كسى است كه در بردن لذت و استمتاع از لذّات طريق بغى و خلاف را پيموده و نيز از حدّ سدّ جوع تعدّى و تجاوز مىكند . 2 - كسى است كه در معصيّت و خروج بر امام مسلمين طريق عدوان را بپيمايد . 3 - شخصى است كه در تفسير و كوتاهى از فرامين و نواهى الهى