تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 273

مساهمون:

ص٢٧٣
انفحه عبارت است از شكنبه برّه و بزغاله در وقتى كه حيوان غذاخور نشده و زمانيكه علف‌خوار گرديد به آن [ كرش ] گويند . و صاحب جمهرة اللّغة تفسيرى قريب به همين عبارات آورده است . و طبق تفسير صحاح و جمهره [ انفحه ] عضوى است كه روح در آن حلول نموده لاجرم از اعضاء روح‌دار استثناء شده است . و بنابر تفسير اوّل پس انفحه جسمى است طاهر اگر چه به جلد و پوست ميته چسبيده باشد و دليل آن نصّ مىباشد و بنابر تفسير دوّم آنچه در داخل آن بوده قطعا طاهر و پاك است و ظاهرش نيز بايد ذاتا پاك و طاهر باشد منتهى جاى اين سئوال است كه آيا بواسطه چسبيدن به ميته نجاست عرضى پيدا نموده يا حتّى اين نجاست نيز در آن پيدا نشده هركدام از ايندو محتمل است . مرحوم مصنف در كتاب ذكرى فرموده‌اند : سزاوار است ظاهر آن را آب بكشند . سپس شارح ( ره ) مىفرماين : اطلاق نصّ مقتضى است كه انفحه مطلقا پاك باشد چه ظاهر آن و چه باطنش . بلى ، شكّى كه در اينجا باقى مىماند آن است كه آيا انفحه استثناء شده شيرى است كه استحاله شده يا شكنبه حيوان مىباشد و اين شك منشأش اختلاف عبارات اهل لغت است فلذا بايد بگوئيم : قدر متيقن از آن محتواى داخل انفحه مىباشد چه آنكه اين مقدار مورد اتفاق و اجماع است . قوله : اذا اكتسى القشر الاعلى : يعنى زمانى كه پوست روئى