تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 27

مساهمون:

ص٢٧
شارح ( ره ) مىفرماين : مقصود از [ حياة مستقرّة ] اين است كه صيد پس از اصابت سگ به آن از پاى در نيامده و امكان اينكه بتواند زنده باشد در آن ملاحظه شود ولو مدّت زنده ماندنش نيمى از روز باشد ، پس اگر در وقت غايب شدن واجد چنين خصوصيّتى بود و سپس بعد از فحص مرده انرا يافتند حلال نمىباشد زيرا ممكن است استناد قتل به غير سگ بوده و بدين ترتيب چون تذكيه محرز نيست حيوان حلال نمىباشد و در اين حكم فرقى نيست بين اينكه در وقت مقتول يافتن صيد سگ در بالاى سرش ايستاده يا اين طور نباشد و نيز تفاوتى نيست بين اينكه در بدن صيد اثرى غير از گزيدن سگ ديده شده يا مشاهده نشود و اعمّ از اينكه سگ از صيد منصرف شده يا منصرف نباشد . سپس مرحوم شارح مىفرماين : و وقتى در اين صورت حكم به حرمت و حلال نبودن صيد نموديم به طريق اولى در فرضى كه صيد را به بينند از كوهى به زير پرتاب شده يا نظير اين حادثه برايش اتفاق افتاده محكوم بحرمت مىباشد ولو از نظر صيّاد غائب نگردد . و دليل اين حكم آن است كه شرط حلّيت صيد آن است كه موتش بواسطه جراحت وارد كردن سگ باشد نه امر ديگر حتّى اگر سگ حيوان را به تعب و زحمت انداخت كه در نتيجه آن مرد يا سگ بدون وارد كردن جراحت آن را خفه كرد حلال نمىباشد . بلى ، اگر پس از وارد شدن جراحت بر صيد بواسطه سگ علم پيدا كنيم كه سبب خارجى در قتل حيوان دخالتى نداشته يا پنهان شدنش