الأمعاء فلا يطهر بالغسل و تحرم ، بخلاف البول فإنه لا يصلح للغذاء ، و لا تقبله الطبيعة و فيه : أن غسل اللحم إن كان لنفوذ الخمر فيه كما هو الظاهر لم يتم الفرق بينه و بين ما في الجوف ، و إن لم تصل إليه لم يجب
تطهيره ، مع أن ظاهر الحكم غسل ظاهر اللحم الملاصق للجلد ، و باطنه المجاور للأمعاء . الرواية خالية عن غسل اللحم .
شرح فارسى :
مرحوم مصنف مىفرماين :
اگر حيوان حلال گوشت بول آشاميد و پس از آن ذبحش كردند حكم اين است كه :
لازم است آنچه در شكم و جوفش بوده آب بكشند و سپس تناول نمايند
شارح ( ره ) مىفرماين :
در اين فرض تناول و خوردن ما فى الجوف حرام نمىباشد و مدرك آن روايت مرسلهاى بوده كه با ارسالش معذلك كسى آن را رد ننموده است و تقريبا از نظر جمله اصحاب مقبول و مورد عمل مىباشد و اگر اين جهت نمىبود هر آينه امكان اين هست كه بگوئيم :
امعاء و احشاء درون شكم حيوان در هردو صورت چه خمر آشاميده باشد و چه بول طاهر بوده و آب كشيدن لازم ندارد زيرا پس از آنكه شيئ نجس يا متنجّس به درون شكم حيوان داخل شد در آنجا بواسطه هضم از ماهيت خود به ماهيّت ديگرى منتقل شده و به اصطلاح استحاله مىشود همچون ساير نجاسات در موارد ديگر پس وجهى براى حكم به آب كشيدن آنها وجود ندارد مگر آنكه صرفا تعبّد به روايت را در نظر بگيريم .
سپس مىفرماين :
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 263
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٢٦٣