مىباشند لذا تفصيل و افتراق بين ايندو وجهى ندارد .
و اگر نجاست خمرى به گوشت نرسيده و با آن ملاقات نكرده پس چه وجهى براى آب كشيدن آن وجود دارد .
و از اين گذشته بفرض نجاست خمرى به گوشت رسيده و با آن ملاقات هم كرده باشد اين كلام در مطلق گوشت نبوده تا مرحوم مصنف بفرمايند : و يجب غسل باقيه ، بلكه بايد تنها ظاهر گوشتى را كه به پوست چسبيده و باطن آن را كه با امعاء مجاور است آب كشيد و اين حكم را نمىتوان بطور مطلق نمود و از طرفى ديگر روايت از ذكر شستن گوشت و آب كشيدن آن خالى مىباشد .
قوله : و المستند مرسل : مقصود روايتى است كه مرحوم صاحب وسائل آن را در ج ( 16 ) ص ( 352 ) به اين شرح نقل فرموده :
محمّد بن الحسن ، از احمد ، از بعضى اصحابش ، از علىّ بن حسان از علىّ بن عقبه ، از موسى بن اكيل ، از برخى اصحابش ، از مولانا ابيجعفر عليه السّلام : فى شاة شربت بولا ثمّ ذبحت ، قال :
فقال : يغسل ما فى جوفها ثمّ لا بأس به ، و كذلك اذا اعتلفت بالعذرة ما لم تكن جلّالة و الجلّالة التى يكون ذلك غذاها .
قوله : و لكن لا رادّ له : ضمير در [ له ] به مرسل راجعست .
قوله : لامكن القول بالطّهارة فيهما : ضمير در [ فيهما ] به خمر و بول راجعست .
قوله : كغيرهما من النجاسات : ضمير در [ غيرهما ] بخمر و بول راجع است .
قوله : و فرّق مع النّصّ بين الخمر و البول : كلمه [ فرّق ] به صيغه مجهول قرائت مىشود .
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 265
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٢٦٥