مورد استفاده از آن باربرى نباشد بلكه از گوشتش بخواهند استفاده كنند همچون گوسفند و گاو و شتر و امثال اينها ولى در غير اين صورت يعنى اگر مقصود از حيوان صرفا استفاده باربرى باشد نظير الاغ ، اسب ، قاطر و اشباه اينها حكمشان اين نيست بلكه آنها را از آن شهر بايد به نقطه و بلد ديگر برد .
و بهر تقدير گفته شد اگر انسانى به حيوانى كه مقصود از آن گوشت و شيرش مىباشد جمع شود بايد حيوان را ذبح كرده و جثّهاش را آتش بزنند و اين حكم در مطلق انسان بوده اعمّ از آنكه كبير بوده يا صغير باشد عاقل بوده يا ديوانه باشد چنانچه اطلاق نصّ نيز شامل تمام اينصور مىگردد .
امّا بقيّه احكام غير از تحريم گوشت و شير صرفا به بالغ عاقل اختصاص دارد كه عنقريب انشاء اللّه تعالى با ساير احكام در كتاب حدود خواهد آمد .
ناگفته نماند كه خنثى از اطلاق انسان مستثنا بوده لاجرم موطؤ او داراى چنين حكمى نمىباشد زيرا محتمل است عضوى كه با آن عمل وطى صورت گرفته زائد بوده و نرينه نباشد .
قوله : ذوات الاربع : يعنى چهارپايان از قبيل گوسفند ، گاو بز و شتر ، الاغ ، اسب .
قوله : و غيرها : يعنى و غير ذوات الاربع .
قوله : و نسله : يعنى و نسل موطؤ .
قوله : لقول الصّادق عليه السلام : اين روايت را مرحوم كلينى در كتاب كافى شريف ج ( 6 ) ص ( 259 ) چنين نقل فرموده است :
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 256
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٢٥٦