سپس مىفرماين :
و هردو عمل از فعل دوران جاهليّت بوده كه انسانهاى اين عصر به آن مبادرت مىورزيدند و از هردو فعل نهى وارد شده باضافه اينكه حكم به تحريم گوشت آنها نيز گرديده است يعنى هم اصل عمل حرام بوده و هم تناول گوشت ايندو حيوان غير مشروع مىباشد .
و در ذيل [ و هو الّذى يتغذى عذرة الانسان محضا ] مىفرماين :
يعنى عذره و قاذورات مخلوط با غير را نخورده بلكه تنها از فضلات انسان استفاده كرده تا اينكه بر آن گوشت روئيده و استخوانهايش عرفا محكم گردد و حاصل آنكه روئيدن گوشت و محكم شدن استخوانهاى حيوان عرفا مستند به تغذيه از عذره باشد .
و دليل بر حرمت حيوان جلّال روايت حسنه هشام بن سالم از مولانا ابيعبد اللّه عليه السّلام است كه مىفرماين :
از گوشت حيوانات نجاستخوار تغذيه نكيد پس اگر از عرق آن به شما اصابت نمود موضع اصابت و ملاقات را آب بكشيد .
و قريب به همين روايت است روايت حسنه حفص .
و در معناى همين دو حديث روايات ديگرى وارد شده كه جملگى ضعيف و غير قابل اعتماد مىباشند .
قوله : بنوعية الاحمر و الاصفر : ضمير در [ نوعيه ] به زنبور راجع است .
قوله : البقّ : بفتح باء و تشديد قاف عبارت است از پشّه و شپش .
قوله : الذباب : يعنى مگسان .
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 240
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٢٤٠