كتابش حرام فرموه :
يعنى هيچيك از مذكورات حرام نبوده چون در كتاب شريف حق تعالى آنها را حرام نفرموده است .
قطعا مقصود امام عليه السلام اين نيست كه حرمت اكل اين مذكورات را نفى بفرمايند زيرا روايات بسيار در دست است كه جملگى دلالت بر تحريم اكل و عدم جواز تناول آنها دارد پس متعيّن است كه مقصود عدم تحريم ذكات آنها مىباشد .
و حمّاد بن عثمان از مولانا ابيعبد اللّه عليه السّلام روايت كرده كه حضرت رسول اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم بسيار عزوف النّفس و بىرغبت به اشياء بودند و زياد اتّفاق مىافتد كه از چيزى كراهت داشته ولى آن را تحريم نميفرمودند ، روزى محضر مباركش خرگوشى را آوردند پس حضرتش از آن اظهار كراهت فرموده ولى حرام نفرمودند .
اين روايت نيز محمول است بر اينكه حضرت ذكات خرگوش و پوس آن را تحريم نفرمودند نه خوردن گوشت آن را چه آنكه جمع بين اخبار مقتضى چنين عملى مىباشد .
سپس شارح ( ره ) مىفرماين :
خرگوش از جمله مسوخ بوده و وقتى حكم آن چنين باشد ديگر مسوخات نيز بايد واجد همين حكم بوده و بين آن و ديگر حيوانات فرقى نبايد گذارد چنانچه قائل به فرق نيز وجود ندارد .
و سماعه در روايتى چنين آورده :
از تحريم درّندهگان و پوست آنها از او سؤال كردم ؟
پس فرمود : امّا گوشتشان را ترك نما و امّا پوستشان را پس سوار
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 117
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص١١٧