ولى در تذكيه حشرات دو قول است :
مشهور بين فقهاء عدم وقوع بوده و در قبال برخى آنها را قابل تذكيه دانستهاند .
و ظاهرا حيوانات مسخ شده و سباع و درّندهگان قابل تذكيه مىباشند .
شارح ( ره ) در ذيل [ و لا حشار ] مىفرماين :
مقصود از آن حيواناتى است كه در زمين سكنا دارند همچون موش ، و سوسمار و راسو .
و بدنبال [ و لا على الآدمى و ان كان كافرا ] مىفرماين :
عدم وقوع تذكيه بر انسان نيز به اتفاق ارباب فتوى ثابت و مسلّم است و در ذيل [ و لا على الحشرات ] مىفرماين :
اين حكم در حشرات على الاظهر بوده و چون دليلى بر جواز تذكيه و قابليّت حشرات براى آن وارد نشده لاجرم اصالة عدم التّذكيه مقتضى است كه به فتواى مشهور عمل شود وى همانطورى كه مرحوم مصنف فرمودند برخى حشرات را قابل تذكيه دانستهاند امّا اين قول شاذ و نادر القائل مىباشد .
و سپس در ذيل [ وقوعها على المسوخ و السّباع ] مىفرماين :
دليل آن روايت محمّد بن مسلم از مولانا ابيجعفر عليه السّلام است :
حضرت عليه السّلام از پرندهگان درّنده و وحشى سئوال شدند تا سائل سئوالش منتهى به جوجه تيغىها و خفّاش و الاغ و قاطر و اسب گرديد .
حضرت فرمودند : حرام صرفا همان اشيائى است كه حقتعالى در
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 116
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص١١٦