كلمه [ عجب ] بفتح عين و سكون جيم ذبيح دم مىباشد .
برخى از فقهاء فرمودهاند :
نخ حيوان حرام است بدليل صحيحه حلبى كه در اين باب وارد شده و در آن چنين آمده :
حضرت امام صادق عليه السّلام فرمودند :
نخاع ذبيحه را قطع مكن تا بميرد ، پس بعد از مردن آنگاه اگر خواستى آن را قطع و جدا كن .
پس در اين حديث شريف از قطع نخاع قبل از موت ذبيحه نهى شده و اصل در نهى حرمت است از اين جه عمل مزبور غير مشروع و حرام مىباشد و اين رأى از نظر ما اقوى بوده و مرحوم مصنف نيز در كتاب دروس اختيارش فرموده .
بلى ، بنابر هردو قول ذبيحه حلال مىباشد و بواسطه قطع نخاع قبل از موت حرام نمىگردد .
قوله : و هو ان يقطع نخاعها : ضمير در [ نخاعها ] به ذبيحه راجع است و كلمه [ نخاع ] بفتح و كسر و ضمّ نون مىباشد و آن رشتهاى است سفيد رنگ در بين ستون فقرات كه تا بيخ دم حيوان ادامه يافته و در اصطلاح عوام به [ مغز حرام ] مشهور است .
قوله : بفتح العين و سكون الجيم : يعنى ضبط كلمه [ عجب ] چنين است .
قوله : و هو اصله : ضمير [ هو ] به [ عجب ] راجع است و ضمير مجرورى آن به ذنب عود مىكند و مقصود از [ اصل ذنب ] بيخ دم مىباشد
قوله : لصحيحة الحلبى : روايت مذكور را مرحوم صاحب وسائل
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 103
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص١٠٣