الباقي كالأول أوجه أجودها الأخير ، لاستناد الزائد إلى فقد صفة و هي كونه مجتمعا حصل الفقد منه .
شرح فارسى :
مرحوم مصنف مىفرماين :
ث : اگر غاصب اشيائى مانند يك جفت كفش يا دو لنگه درب يا جلدين كتاب را غصب نمود و سپس يكى از آن دو تلف شد قيمت تالف در حال اجتماعش به اضافه نقصى را كه در ديگرى پيدا شده ضامن است .
شارح ( ره ) مىفرماين :
مقصود اينست كه اشياء و اموالى كه تفريق و جدا كردن اجزائش از يكديگر باعث نقص قيمت آن مىشود مانند امثله مزبور اگر مورد غصب واقع شدند و پيش از اينكه غاصب آن را بمالكش ردّ كند يكى از آنها تلف گرديد مثلا يك لنگه از كفش يا درب يا يك جلد از مجلّدين كتاب تلف شد در اينجا همان طورى كه مرحوم مصنف فرموده قيمت تالف به اضافه باقى در حال اجتماعشان را با هم ملاحظه كرده و از مجموع قيمت باقى مانده را در حال انفراد كسر مىكنيم الباقى را غاصب ضامن است .
بنابراين اگر قيمت مجموع دو جلد ده تومان و قيمت هريك در حال اجتماع پنج تومان و منفردا سه تومان باشد غاصب ضامن 7 تومان است يعنى قيمت تالف در حال اجتماع پنج تومان بود به اضافه قيمت ديگرى در حال اجتماع كه آن هم پنج تومان بوده مجموع ده تومان شده آنگاه از مجموع قيمت جلد باقى در حال انفراد را كه سه تومانست كسر كرده الباقى هفت تومان مىشود كه آن را غاصب ضامن است و بايد به مالك كتاب ردّ كند .
و دليل اين نحو محاسبه آنست كه :
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 99
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٩٩