از نظر ما اماميّه اين امر معتبر در تحقّق احياء نيست زيرا گذاردن درب براى منزل و حظيره براى حفظ آن از آفات و سرقت سارقين مىباشد نه آنكه اصل سكنى موقوف بر آن باشد به طورى كه اگر براى مسكن درب نگذارند استفاده سكنائى از آن نتوان برد .
قوله : او عقد : مقصود سقفهاى گنبدى شكل است كه با ديوار متّحد بوده به اين معنا كه وقتى ديوار چهار طرف به انتها ميرسد لبههاى چهار طرف را به صورت كنگرهاى قرار داده كه كنگرههاى سقف در آن گره خورده بطوريكه ديوار و سقف يك پارچه مىشود .
قوله : او طرح : مقصود اين است كه وقتى ديوار چهار طرف اطاق را بالا برده و به انتهاء رساندند روى دو طرفش تيرهائى با فاصله قرار مىدهند آنگاه روى تيرها را علف و نى و اشباه اينها مىريزند .
قوله : بحسب المعتاد : يعنى طبق متعارف بلاد نحوه پوشش و جنس حفاظ سقفها فرق مىكند در برخى از بلاد روى سقفها را سفال مىپوشانند و در بعضى از نقاط با حلب و يا آهن سفيد و به اصطلاح شيروانى درست مىكنند و در پارهاى از مواضع با سيمان و مصالح ديگر آن را مىپوشانند .
قوله : و غيره : يعنى و غير حائط .
قوله : يحصل بها الاحياء لنوع مع قصد غيره : ضمير در [ بها ] به اقسام راجعست و ضمير در [ غيره ] به نوع عائد مىباشد و مقصود مرحوم علامه اين است كه :
مثلا ديوار بدون سقف در مقام احياء زمين براى حظيره كافيست در حايكه براى اطاق كفايت نكرده و سقف مىخواهد ولى به عقيده ايشان
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 429
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٤٢٩