است در صورتى كه به صيغه تأنيث باشد و اگر به صيغه تذكير ضبط كردهاند مجهول قرائت شده و [ اليهما ] نائب فاعلش مىباشد و ضمير در [ اليهما ] به مطرح ثلوج و مسيل ماء راجعست و اين قيد به اين منظور استكه برخى از آنها احتياجى به راه آب نداشته بلكه داخلش چاه حفر شده بطورى آب وافى بوده و نيازى به آب بيرون نيست تا براى آوردن آن به داخل خانه محتاج به مسيل باشند و نيز برخى از خانه بواسطه بزرگى و وسعتى كه دارد از بيرون براى برفها و يخهاى داخل مستغنى بوده بلكه اگر در داخل بمانند تا آب شوند موجب عسر و شدّتى براى اهل خانه نميباشد لذا اين قبيل از منازل احتياجى ندارند كه در بيرون خانه يخهاى خود را بريزند قهرا اين مكان از حريم آن حذف مىشود .
قوله : فى صوب الباب : يعنى فى مقابل الباب .
قوله : الى ان يصل الى الطّريق : ضمير در [ يصل ] به مسلك راجع است .
قوله : او المباح : يعنى يا اگر مسلك مزبور به كوچه و خيابان منتهى نمىشود به مكان ديگرى متّصل شده كه از اماكن مباحه بوده و مالك خاصّى نداشته باشد همچون بيابان و صحرا كه موات بوده و عبور همگان از آن جايز و مشروع است .
قوله : و لو باز و راد لا يوجب ضررا كثيرا : مقصود اين است كه گاهى مسلك مزبور بطور مستقيم به كوچه و خيابان يا مكان مباح متّصل و منتهى مىشود و زمانى براى رسيدن به كوچه يا خيابان مثلا بايد راه پيچ و خمدارى را طى كرده و مسلك را به اين نحو به بيابان برسانند در فرض دوّم اگر از وراد موجب تحمّل ضرر و يا عسر و حرج شديد نباشد مسلك
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 411
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٤١١