ملك او و ورثهاش به ديگران منتقل نمىشود .
شارح ( ره ) مىفرماين :
البته حكم مزبور در صورتى است كه مالك مسلمان معروف و شناخته شده باشد نه اينكه صرفا بگويند مالك زمين مسلمانى بوده كه معروف و شناخته شده نمىباشد .
و بهر تقدير در موردى كه مالك زمين مسلمان معروفى باشد زمين پس از موات شدن از مالك او و ورثهاش خارج نشده و بملك ديگرى مطلقا منتقل نمىشود اعم از اينكه مسلمان مزبور قبلا بواسطه خريدن مالك آن شده يا از طريق هبه و صلح و ارث به او منتقل گشته يا سبب مالكيّتش احياء بوده باشد زيرا اصالة بقاء الملكيّة حاكم است به اينكه در تمام صور ملك بقوّت خود باقى است و ديگران حق ندارند آن را احياء كرده و بدين وسيله مالك گردند .
و از طرف ديگر خروج مال از ملك مالك محتاج به سببى است ناقل و اسباب ناقله منحصر و منضبط بوده كه موات شدن جزء هيچيك از آنها نمىباشد .
و برخى از فقهاء فرمودهاند :
پس از آنكه زمين به صورت موات در آمد هركس آن را احياء نمود مالك آن شده و حقّ مالك قبل از اين باطل گشته اگر چه مسلمان معروفى باشد بدليل عموم [ من احيى ارضا ميتة فهى له ] و نيز روايت صحيح ابو خالد كابلى از مولانا الباقر عليه السّلام :
حضرت فرمودند : در كتاب علىّ بن ابيطالب عليه الصّلوة و السّلم يافتم كه زمين از آن خدا بوده بهركس از بندهگانش كه بخواهد مىدهد
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 364
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٣٦٤