تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 29

مساهمون:

ص٢٩
است لاجرم غصب تحقّق مىيابد مگر آنكه صاحب دابّه بر آن سوار بوده در حالى كه بيدار و بر دفع و منع كشنده مهار قادر و مستولى باشد كه در اين صورت غصب محقّق نشده زيرا گيرنده مهار را نمىتوان مستولى و مسلّط خواند و شرط غصب ثبوت اين معنا مىباشد . بلى ، اگر اتفاقا دابّه بواسطه كشيدن مهارش تلف بشود بطورى كه اتلاف بر كشيدن صادق باشد مىتوان قائد را ضامن دانست زيرا ظلم و جور بر حيوان بحسب فرض از ناحيه وى بوده است . سپس مىفرماين : و اگر بواسطه كشيدن مهار دابّه تلف نشد جاى سئوال و ترديد است كه آيا منفعت حيوان در مدّت كشيدن مهار مورد ضمان بوده و قائد مكلّف است به پرداخت اجرت آن يا چنين نيست ؟ بايد گفت كه احتمال قوى دارد بگوئيم وى ضامن است زيرا بواسطه مباشرتش بر اين عمل منافع حيوان در اين مدّت را تفويت و تلف كرده لذا اگر چه اصطلاحا غاصب نيست ولى ضامن مىباشد همچون شخص ضعيف كه در ملك مالك سكونت اختيار نمايد چه آنكه قبلا گفته شد وى ضامن است ولى غاصب نميباشد . قوله : و مدّ مقود الدّابّة : كلمه [ مقود ] بكسر ميم و سكون قاف و فتح واو بفرموده شارح ريسمانى است كه به زمام حيوان مىبندند . قوله : هو الحبل الذى يشدّ : ضمير [ هو ] به مقود راجع بوده و كلمه [ حبل ] يعنى ريسمان و لفظ [ يشدّ ] يعنى گره زده و مىبندند . قوله : بزمامها او لجامها : ضمائر مؤنّث به دابّه راجع ميباشند و كلمه [ زمام ] بكسر زاء در لغت ريسمانى است كه در بينى شتر انداخته و او