ج : اگر فرض مسئله عكس شد يعنى ساكن ضعيف باشد اجرت سكونت را ضامن است و نسبت به عين بعضىها قائل بعدم ضمانش شدهاند .
شارح ( ره ) مىفرماين :
مقصود از [ ساكن ] كسى استكه بدون مقاومت مالك در ملكش داخل شده و در آن سكونت نموده و مالك با داشتن قدرت بر جلوگيرى از او متعرّضش نشود كه در اينجا طبق فرموده مرحوم مصنف ( ره ) اجرت مدّتى را كه وى در آنجا سكونت نموده به مالك ضامن است زيرا منفعت سكنائى را استيفاء كرده كه مالكش به او اذن نداده است .
و امّا راجع به عين اگر تلف شد :
برخى از فقهاء كه مقصود مرحوم محقّق و علّامه و جماعتى از علماء هستند فرمودهاند :
ساكن مزبور نسبت به عين ضامن نيست زيرا استقلال باليد بر عين خانه كه ملاك و مناط غصب مىباشد تحقّق نيافته لاجرم معنا ندارد در صورت تلف شدن عين وى را ضامن آن قرار داده و مكلّف به پرداخت قيمتش بنمائيم .
شارح عليه الرحمه مىفرماين :
نسبت دادن اين قول به [ قيل ] مشعر است به اينكه مصنف ( ره ) در آن توقّف دارد و وجه توقّف اين است كه : بحسب ظاهر ساكن بر عين استيلاء و تسلّط دارد فلذا مىبينيم كه از عين انتفاع برده و از سكناى آن استفاده مىكند و همين مقدار از استيلاء كافى است كه وى را نسبت به عين نيز ضامن بدانيم .
و امّا اينكه مالك بر دفع وى قادر است و معذلك منعش نميكند رافع
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 26
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٢٦