طور مطلق ممنوع است چه قبل از تعريف يكسال و چه بعد از آن ، مملوك طفل بوده يا بالغ باشد .
و دليل اين فرموده را اينطور تقرير نمودهاند :
عبد بنفسه و مستقلّا همچون شتر حفظ مىشود و از گزند آفات محفوظ مىماند لذا وجهى براى جواز تملّكش وجود ندارد بخلاف حرّ يا اموال كه پيدا شوند .
شارح ( ره ) در مقام مناقشه مىفرماين :
اين دليل نسبت به صغير تمام نيست زيرا چه فرقى است بين عبد صغير و حرّ صغير كه در حرّ صغير بگوئيم مستقل در حفظ خود نبوده و قادر بر دفع مهلكات از نفس خويش نيست فلذا التقاطش جايز است ولى در عبد صغير قائل بشويم كه خود را مىتواند حفاظت نمايد لذا به اين فرموده علّامه نمىتوان اعتماد نمود بلكه در قول قواعدش كه فرموده شيخ عليه الرّحمه است قوّت و متانت است .
تبصره
مخفى نماند كه رقّ بودن لقيط را ممكن است از اين راه دانست كه قبل از گمشدن بكرّات و مرّات ديده شده كه وى را در بازارها براى فروش آوردهاند ولى مالكش را تشخيص ندادهايم كه كيست .
و ظاهرا از قرائن صورى همچون رنگ چهره كه مثلا سياهرنگ مىباشد نمىتوان حكم به رقيّت او نمود زيرا اصالة الحرّية بر اين امارات حاكم و قاهر است .
قوله : او وكيله : يعنى وكيل مالك .
قوله : و يفهم من اطلاقه : يعنى اطلاق عبارت مرحوم مصنف .
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 151
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص١٥١