شرح فارسى :
مرحوم شارح مىفرماين :
اگر قيمت سوقى رنگ و ثوب زائد و ناقص شده باشد يعنى قيمت فعلى ايندو كه زمان فروش باشد با قيمت پيش كه وقت غصب و رنگ زدن است تفاوت كرده مناط قيمت الآن يعنى وقت فروش است زيرا اگر قيمت سوقى جامه تغيير كرده و ناقص شده چنانچه گفتيم ضمانش بر غاصب نيست و اگر رنگ قيمتش كاهش يافته مطلقا بر عهده مالك جامه نمىباشد چه آنكه نقص آن مستند به سوق بوده يا عامل آن امر ديگرى باشد ، بنابر اين اگر قيمت هريك از ثوب و رنگ پنج تومان بوده و مجموع را به ده تومان فروختيم منتهى قيمت ثوب زمان فروش به هفت تومان بالا رفته و قيمت رنگ به سه تومان انحطاط و كاهش يافته چون قيمت قبل ملحوظ نبوده و ارزش وقت فروش مناط و ملاك است لاجرم هفت تومان از ده تومان مال صاحب ثوب و سه تومان ديگر متعلّق به غاصب است چنانچه اگر عكس آن واقع شده باشد يعنى رنگ قيمتش به هفت تومان و جامه به سه تومان رسيده باشد غاصب مالك هفت تومان بوده و 3 تومان ديگر مال مالك جامه مىباشد .
قوله : و لو اختلف قيمتهما بالزّيادة و النّقصان : ضمير در [ قيمتهما ] به صبغ و ثوب راجع بوده و مقصود اين است كه يكى از اين دو قيمتش مرتفع و ديگرى ناقص شده باشد .
قوله : فالحكم للقيمة الآن : مقصود از [ الآن ] قيمت زمان فروش است .
قوله : لانّ النّقص غير مضمون فى المغصوب للسّوق : مقصود اين است كه نقصان سوقى جامه به عهده غاصب نمىباشد .
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 112
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص١١٢