( فمن نصيب الولد ) يعتق الباقي
( و لو رجع ) المولى ( في تدبيرها ) و لها ولد ( لم يكن ) رجوعه في تدبيرها ( رجوعا في تدبير ولدها ) ، لعدم الملازمة بينهما و تحقق الانفكاك ، و عدم دلالته عليه بإحدى الدلالات .
شرح فارسى :
مرحوم شارح مىفرماين :
براى مولى جايز است با كنيزى كه تدبيرش نموده وطى و عمل مقاربت انجام دهد و اين فعل معنايش رجوع از تدبير نيست .
مصنّف ( ره ) مىفرماين :
ب : و اگر كنيز بواسطه وطى مولى از وى حامل شد امّ ولد مىشود پس بعد از موت مولى بواسطه تدبير از ثلث ما ترك آزاد مىشود و اگر قيمتش از ثلث بيشتر بود مبلغ زائد بر ثلث نيز از نصيب فرزند آزاد مىشود .
سپس مرحوم مصنّف بفرع ديگر پرداخته و ميفرمايند :
اگر مولى در تدبير كنيز رجوع نمود در حالى كه كنيز فرزند نيز دارد بايد توجّه داشت كه اين رجوع ، رجوع در تدبير ولد نيست .
شارح ( ره ) مىفرماين :
ضمير در [ لو رجع ] به مولى عائد است و ضمير در [ لم يكن ] به رجوع وى در تدبير كنيز عود مىكند و وجه عدم رجوع در تدبير ولد اينستكه :
بين حامل و حمل ملازمه و وابستگى نيست بلكه انفكاكشان از هم امر ثابت و محقّقى مىباشد مضافا به اينكه رجوع در تدبير مادر به هيچيك از دلالات سهگانه بر رجوع از تدبير فرزند دلالت ندارد .
قوله : و لا يكون رجوعا : ضمير در [ لا يكون ] بوطى راجعست .
قوله : و لو حملت من سيّدها : ضمير در [ حملت ] بكنيز مدبّره
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 32
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٣٢