[ اجل ] نيز مانند [ نعم ] مىباشد .
و أما اگر جواب سئوال را با كلمه [ بلى ] داد .
اين كلمه اگر چه براى ابطال نفى مىآيد ولى در عين حال استعمال عرفى آن تجويز مىكند كه وقوعش در جواب خبر مثبت همچون كلمه [ نعم ] براى تصديق باشد و چون اقرار نيز جارى بر استعمال عرفى بوده نه دقائق لغوى و لطائف علمى لاجرم حكم آن همچون كلمه [ نعم ] بوده و با آن فرقى در اين باب ندارد و اگر كلام سائل را استفهامى نيز فرض كنيم ، باز در جواب مىگوئيم :
از نظر لغت ثابت است كه كلمه [ بلى ] در جواب كلام استفهامى نيز واقع مىشود اگر چه البته اين استعمال قليل و نادر مىباشد .
و از همين قبيل است فرموده نبىّ اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم به اصحاب :
أترضون ان تكونوا من ارفع اهل الجنّة ؟ آيا خشنود و راضى هستيد از حيث مقام رفيعترين اهل بهشت باشيد ؟
قالوا : بلى : عرض كردند بلى يا رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله و سلّم
و از اين گذشته استعمالات عرفى نيز حاكم است كه كلمه [ بلى ] در جواب استفهام واقع مىشود .
و اما جمله [ انا مقرّ به ] در جواب سئوال سائل :
بايد بگوئيم : اگر چه احتمالا مقرّ به غير آنچه در كلام سائل آمده مىباشد و ممكن است مجيب وعده به اقرار داده نه آنكه نفس اين لفظ انشاء اقرار باشد چه آنكه كلمه [ مقرّ ] اسم فاعل بوده و زمان استقبال در آن محتمل است ولى معذلك كلّه آنچه از اين عبارت [ انا مقرّ به ] متبادر است
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 257
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٢٥٧