بحدّ بلوغ شرعى يعنى پانزده سال رسيده است او را مكلّف به بيّنه ميكنند كه جهت اثبات مدّعايش اقامه نمايد كه اگر شاهد شهادت بدهد از او مقبول و در غير اين صورت بلوغش ثابت نمىشود .
ناگفته نماند كه در اين حكم فرقى بين شخص گمنام و معروف نبوده و هردو از نظر حكم با هم يكسانند يعنى وظيفه هردو اين است كه وقتى مدّعى سنّ شدند مكلّف به اقامه شاهد مىباشند .
ولى مرحوم علامه حلّى در اين مسئله مخالف بوده و فرمودهاند :
ايندو در ادّعاى سنّ ملحق به مدّعى احتلام بوده و موظّف به اقامه شاهد نمىباشند همانطورى كه مدّعى احتلام مكلّف به آن نيست زيرا اقامه شاهد بر بلوغ سن بحدّ شرعى نوعا متعذّر است .
سپس مىفرماين :
و اگر شخص در توضيح و تفسير بلوغ امر انبات را مطرح نمود يعنى مدّعى شد كه فوق عانهاش مويهاى خشن روئيده است حكم آنست كه ويرا بايد آزمايش بكنند و در صورت رؤيت مو حكم به بلوغش مىنمايند و توهّم نشود كه محلّ انبات مو عورت بوده و نظر كردن به آن حرام مىباشد ، چه آنكه :
اوّلا : محلّ روئيدن مو يعنى عانه عورت نبوده و صرفا آلت نرينه و بيضتين عورت مىباشند .
و ثانيا : بفرض كه عانه از عورت محسوب شود چون مورد ضرورت و حاجت است نظر به آن در چنين موقعيّتى بلا اشكال است .
قوله : فان فسّره بالامناء : ضمير فاعلى در [ فسّره ] بمدّعى بلوغ راجع بوده و ضمير مفعولى به بلوغ عود كرده و مقصود از [ امناء ] احتلام مىباشد .
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 199
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص١٩٩