و نيز اقرار غير قاصد مورد اعتناء نيست همچون كسى كه در خواب اقرار كند يا از روى شوخى و سهو و غلط امرى را اعتراف نمايد .
فرع
اگر كسى بمطلبى اقرار نمود و سپس مدّعى يكى از امور نامبرده شد ( سهو ، نوم ، هزل ) مثلا گفت در اقرارى كه نمودم شوخى كردم يا بگويد : اقرار در حال خواب واقع شده ، پس در تقديم قولش بر اقرار و عدم آن دو احتمال است :
احتمال اوّل : قولش را پذيرفته و اقرارش را ساقط مىنمائيم زيرا اصل مقتضى آنست چه آنكه اصالة البراءة حاكم بعدم اشتغال ذمّه و فراغ آن مىباشد .
احتمال دوّم : قول طرف مقابل را كه با اقرار موافق است پذيرفته و ادّعاى مقرّ را ساقط بدانيم زيرا ظاهر حال اينست كه وقتى شخصى اقرار نمود قاصد بوده و از ما فى الضّمير خود اخبار مىكند .
فرع ديگر
اگر شخصى مدّعى شد كه اقرارش در حال صباوت و كودكى واقع شده يا مجنونى كه افاقه پيدا نموده اظهار كند كه اقرار قبل در زمان جنون و ديوانگى صورت گرفته است با توجه باينكه حالت ديوانگى از وى معلوم و معروف بوده باشد .
حكم ادّعاى ايندو در اين فرع نيز مثل ادّعاى شخص در مسئله قبلى بوده كه در آن دو احتمال مىباشد .
لازم بتذكّر است اگر شخصى كه ادّعاء مىكند اقرارش در حال جنون
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 202
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٢٠٢