تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 90

مساهمون:

ص٩٠
وى بواسطه عمل همان عوضى را كه جاعل معيّن كرده استحقاق دارد نه اجرة المثل ، و مثال اين صورت آنست كه جاعل گفته باشد : هركس بنده گمشده من را به من بازگرداند نصف عبد را به وى مىدهم سپس شخصى كه بنده را نمىشناخت بر پيدا كردنش همّت گمارد و او را يافته و بمالكش مسترد دارد كه در اينجا بر مالك است كه نصف بنده را به عامل بدهد . شارح ( ره ) مىفرماين : مقاله اين قائل به نظر اشكالى نداشته و مىتوان آن را پذيرفت .

تفريع

سپس در مقام تفريع بر قول مزبور چنين آورده‌اند : بنابراين مىتوان صبره و كوپه‌اى كه مقدارش مجهول بوده ولى در مرأى و منظر بيننده‌گان است عوض قرار داد چنانچه حصه و مقدارى از ميوه يا از حاصل زراعتى را صحيح است بعنوان مال الجعالة در مقابل عمل عامل منظور نمود . قوله : فردّه من لا يعرفه : ضمير مفعولى در [ ردّه ] و [ لا يعرفه ] به عبد راجعست . قوله : و لا بأس به : ضمير در [ به ] بقول [ قيل ] راجعست . قوله : و على هذا فيصح جعله صبرة الخ : مشار اليه [ هذا ] قول قيل بوده و ضمير در [ جعله ] بعوض راجعست . قوله : على عمله : يعنى عمل عامل .
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 90 | سيد محمد جواد ذهنى تهرانى