تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 54

مساهمون:

ص٥٤
تعيين نوع فائده‌اى در رعايت اين امر نيست چه آنكه غرض و مقصود به تعيين نوع حاصلست . دليل ديگر آنكه اعتبار و تعيين شخص اگر شرط باشد بسا به واسطه عروض مانع از به كار گرفتن آن در ضيق و تنگنا قرار گرفته و به اين ترتيب احتياج به تبديل آن به گمان ديگر پيدا مىشود بلكه برخى از فقهاء فرموده‌اند : اگر شخص كمان را هم معيّن كنند معيّن نشده و مىتوانند كمان معيّن‌شده را به كمان ديگر تبديل نمايند و بدين ترتيب بايد گفت شرط مزبور فاسد و بدون اثر است . قوله : اى نوعها الخاص : ضمير مؤنث به [ الآلة ] راجع بوده و اين عبارت اشاره است باينكه مقصود از [ جنس ] نوع مىباشد قوله : لاختلاف الرّمى باختلافها : يعنى باختلاف الآلة قوله : لا شخصها : يعنى لا شخص الآلة . قوله : و لادائه الى التضييق : ضمير مجرورى در [ ادائه ] به تعيين شخص راجعست . قوله : يحوج الى ابداله : ضمير در [ يحوج ] به عروض مانع راجع بوده و ضمير در [ ابداله ] به شخص عود مىكند . قوله : بل قيل انّه لو عينه لم يتعين : ضمير در [ انّه ] و ضمير فاعلى در [ عيّنه ] به متعاقد راجع بوده و ضمير مفعولى آن به شخص عود مىكند . قوله : و فسد الشرط : مقصود از [ فساد ] عدم تأثير مىباشد و شمل إطلاق الآلة القوس ، و السهم ، و غيرهما