قوله : فيثبت له من الولاية ما ثبت له : ضمير در [ له ] كه اوّل قرار گرفته به وصى و در [ له ] كه دوّم واقع شده به موصى عود مىكند .
قوله : المملوكة له بالنّص : ضمير در [ له ] به وصىّ راجع بوده و مقصود از [ نصّ ] تصريح موصى است .
و فيه منع دلالة الرواية ، و إقامته مقام نفسه ، في فعله مباشرة كما هو الظاهر ، و نمنع كون الاستنابة من جملة التصرفات ، فإن رضاه بنظره مباشرة لا يقتضي رضاه بفعل غيره ، لاختلاف الأنظار و الأغراض في ذلك ، و الأقوى المنع
جواب مرحوم شارح از ادله سهگانه
شرح فارسى :
مرحوم شارح پس از نقل سه دليل قائلين به جواز در تمام آنها به اين شرح مناقشه مىفرماين :
اما جواب از روايت آنست كه اين روايت دلالت بر مدّعا ندارد .
و اما جواب از استدلال دوم آنست كه : اگرچه موصى وصىّ را بجاى خودش قرار داده ولى ظاهرا مقصود موصى از تعيين وصى اين است كه وصىّ مباشرتا كارهاى موصى را انجام دهد نه آنكه به ديگرى واگذار نمايد بنابراين جواز وصايت وى مشكوك مىباشد .
و اما جواب از استدلال سوم : در اين استدلال گفته شد از جمله تصرفاتيكه موصى بواسطه وصايت به وصى واگذار نموده امر