اجازه ندهند به همان مقدار از موصى له ساقط مىگردد فلذا در مثال چون پسر اجازه نداده دو ثلث از 3 حصه اسقاط شده و يك ثلث ديگرش كه باقيمانده 3 حصه اضافى است كه در فرض اجازه هردو بموصى له مىدادند بوى داده مىشود چنانچه اگر پسر اجازه دهد و دختر اجازه ندهد يك ثلث از اين 3 حصه ساقط شده و دو ثلث ديگرش باقى مانده كه با ثلث فريضه يعنى 15 حصه مجموعا 17 حصه و سهم مىشود .
حقير گويد :
گرچه در اين مسئله و شرح آن عبارات بسيار آورده و مكررّات فراوان مرتكب شديم ولى منشأ آن اين بود كه بفكر فاتر داعى چنين آمد كه الفاظ كتاب مختصر و معانى بسيار است ازاينرو اين مقدار از بسط و تشريح را لازم ديدم و درعينحال از قارئين پوزش ميطلبم .
( و لو قال : أعطوه مثل سهم أحد وراثي أعطي مثل سهم الأقل ) لصدق الاسم به ، و لأصالة البراءة من الزائد ، فلو ترك ابنا و بنتا فله الربع و لو ترك ابنا و أربع زوجات فله سهم من ثلاثة و ثلاثين ،
شرح فارسى :
مرحوم مصنف مىفرماين :
ز : اگر موصى بگويد : بفلانى مثل سهم يكى از ورّاث من بدهيد حكم اين است كه بوى سهم اقل افراد ورثه را مىدهند .
شارح ( ره ) مىفرماين :
دليل اين حكم آنست كه :
اوّلا به سهم اقل اطلاق سهم ميتوان نمود و از طرفى بمقتضاى
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 425
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٤٢٥