اصالة البرائة نسبت به مبلغ اضافه از آن واجب نيست بيش از سهم اقل بوى داده شود .
در نتيجه اگر در مورد بحث از موصى يك پسر و يك دختر باقى بماند بموصى له بايد سهم يك دختر را داد يعنى فرض كنيم كه از ميّت دو دختر و يك پسر مانده كه در اين فرض فريضه را ارباعا تقسيم نموده و بهريك از دختران يك ربع و به پسر دو ربع مىدهند در اينجا نيز به موصى له يك ربع كه مساوى با سهم يك دختر بوده و از سهم پسر كمتر است بايد بدهند .
و اگر از موصى يك پسر و چهار همسر باقى بماند بموصى له يك سهم از سى و سه سهم را مىدهند .
قوله : لصدق السهم به : ضمير در [ به ] به سهم اقل راجع است .
و مقصود اين است كه موضوع و مناط عنوان [ سهم ] است و اين عنوان هم به اقل صادق بوده و هم به اكثر منتهى چون اصل برائت مقتضى است زائد و اكثر واجب نباشد ازاينرو دليلى بر وجوب غير اقل وجود ندارد .
قوله : فله الرّبع : ضمير در [ له ] بموصى له عائد است .
قوله : فله سهم من ثلاثة و ثلاثين : وجه اين تقسيم آنست كه اگر موصى له در بين نمىبود چون از ميّت پسر و چهار زن باقيمانده و سهم زنان يك هشتم تركه و باقى آن كه هفت هشتم ديگر است مال پسر مىباشد ناچاريم مال را به هشت قسمت كنيم يك هشتم آن را به زنان داده و باقى را به پسر ولى چون يك هشتم
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 426
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٤٢٦