و [ كتد ] هردو جلو قرار گيرند .
و [ كتد ] بفتح كاف و تاء ضبطش مشهورتر است از كسر تاء و بهرتقدير مقصود از اين لفظ محل اجتماع استخوان در كتف مىباشد كه بين اصل و بيخ گردن و پشت واقع شده .
بنابراين در سبق و تحقق آن الزاما بايد تمام گردن را اعتبار نموده و قولى كه بعض آن را كافى ميدانست در اينجا ساقط مىشود .
سپس مرحوم شارح مىفرماين :
گاهى اتفاق مىافتد كه حصول سبق و تحقق آن به واسطه خصوص [ كتد ] صورت مىگيرد مثل آنكه گردن سابق كوتاهتر از متأخّر بوده بطورى كه استخوان كتد قصير نسبت به كتد طويل جلوتر واقع شده ولى گردنش از گردن طويل عقبتر قرار گيرد .
و نيز مانند موردى كه يكى از دو اسب گردن و سرش را بالا گرفته بطوريكه نمىتوان تشخيص داد كه گردن كداميك جلو و كدام عقب قرار گرفته تا بدين وسيله سابق را از متأخر معيّن و ممتاز نمود .
پس از آن مىفرماين :
و گاهى بواسطه قوائم و دست و پاى سبقت حاصل مىشود ، بنابراين اسبى كه در انتهاى مسافت دو دستش جلوتر از دستهاى ديگرى باشد سابق محسوب مىشود زيرا سبق و پيش افتادن بوسيله دو دست صورت گرفته و اساسا مشى و حركت بر ايندو انجام ميگيرد و از نظر ما بهتر اين است كه بگوئيم وقتى حصول سبق را به قوائم نيز صحيح دانستيم لاجرم تشخيص و تعيين سبق بيكى از چهار امر ذيل حاصل مىشود :
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 39
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٣٩