( و لو أوصى بعتق رقبة بثمن معين وجب ) تحصيلها مع الإمكان ( و لو تعذر إلا بأقل اشتري و عتق و دفع إليه ما بقي ) من المال المعين على المشهور بين الأصحاب . و ربما قيل : إنه إجماع . و مستنده رواية سماعة عن الصادق عليه السلام .
فرع
شرح فارسى :
مرحوم مصنف مىفرماين :
اگر موصى وصيّت كند كه با مال معيّنى بندهاى آزاد كنند بر وارث واجب و لازم است .
و اگر اين امر ممكن نبود مگر بقيمتى كمتر از آنچه موصى تعيين نموده بر وارث لازمست بنده را با آن ثمن خريده و آزاد كند سپس باقيمانده از مال موصى به را به او بدهد .
شارح ( ره ) مىفرماين :
مقصود مرحوم مصنف از [ وجب ] اين است كه بر وارث واجبست حتى الامكان عبد مورد وصيّت را با ثمن تعيين شده تحصيل كرده و آزاد نمايد زيرا تبديل وصيّت بر تغيير آن حرام و غير مشروع مىباشد .
و اما اينكه مرحوم مصنف فرمود اگر تحصيل عبد با قيمت معينشده ممكن نبود بلكه با پول كمترى مىتوان آن را خريد اين امر لازم بوده و بايد پس از خريدن و آزاد نمودنش باقيمانده از مال را بعبد آزادشده بدهند اين حكم رأى مشهور بين فقهاء است بلكه برخى فرمودهاند اجماعى است و مدرك آن روايت سماعه از مولانا الصادق
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 388
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٣٨٨