ولى مرحوم مصنف مختارش اينست كه در وصيت به سفينه متاع موضوع در آن داخل است مگر آنكه قرينهاى بر عدم دخول نصب كنند پس ايشان ( مصنف ره ) بطور مطلق بمفاد و مدلول روايت ابو جميله عمل نكرده بلكه عمل به آن را مقيّد به عدم قرينه بر خلاف آن فرموده .
و حاصل كلام آنكه اكثر فقهاء يعنى مشهور مطلقا به روايت ابو جميله عمل كرده و امتعه در كشتى را در وصيّت به آن داخل دانستهاند .
ولى مرحوم مصنف بمدلول روايت بطور مطلق عمل ننموده بلكه فرموده است امتعه موضوع در كشتى بكشتى داخلند مگر آنكه قرينهاى بر عدم دخولش نصب كنند .
اما حق از نظر ما اين است كه بگوئيم عدم دخول مقيد بقرينه نيست بلكه دخول متاع در وصيّت بكشتى مقيّد است بوجود قرينه به اين معنا كه اگر قرينه بر دخول نباشد حكم به عدم متاع در وصيّت به كشتى بايد نمود .
و مىتوان روايات را نيز بر همين معنا حمل كرد .
قوله : لشمول اسمه لها : ضمير در [ اسمه ] به سيف و در [ لها ] به حليّه راجعست .
قوله : و اختص لغة بالنّصل : ضمير مستتر در [ اختص ] به سيف راجع بوده و مقصود از [ نصل ] تيغه آن مىباشد .
قوله : و رواية ابى جميله بدخولها : روايت مشار اليها را مرحوم صاحب وسائل در ج 13 ص 451 به اين شرح نقل فرموده است :
محمد بن الحسن باسنادش از احمد بن محمد از احمد بن محمد
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 380
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٣٨٠