شارح ( ره ) مىفرماين :
مقصود اين است كه اسب يا شتر مورد مسابقه را مشاهده كنند .
بنابراين مطلق گذاردن و تعيين ننمودن بواسطه مشاهده كافى نيست چنانچه اگر با توصيف آن را مشخص نمايند نيز كفايت نميكند .
و دليلش اين است كه اغراض و اهداف به واسطه توصيفات مختلف شده و انضباطى ندارد .
مؤلف گويد :
مثلا اگر در مقام توصيف بگويند اسبى كه نيك باشد بايد مورد مسابقه قرار گيرد چه بسا كسى اسب نيك را به اسب عربى تفسير نموده و مىگويد غرض از آن اين نوع اسب است و ديگرى از آن معنائى مغاير اراده مىنمايد .
قوله : بالمشاهدة : جار و مجرور متعلق است به [ تعيين ]
قوله : و لا يكفى الاطلاق : مقصود عدم تعيين است .
قوله : بذلك كثيرا : مشار اليه [ ذلك ] وصف مىباشد .
( و احتمال السبق بالمعنيين ) بمعنى احتمال كون كل واحد يسبق صاحبه ( فلو علم قصور أحدهما بطل ) ، لانتفاء الفائدة حينئذ ، لأن الغرض منه استعلام السابق ، و لا يقدح رجحان سبق أحدهما إذا أمكن سبق الآخر ، لحصول الغرض معه
شرح فارسى :
مرحوم مصنف مىفرماين :
ز : شرط است كه دو اسبى كه مثلا معيّن نمودهاند احتمال سبقت در هريك از ديگرى باشد ، بنابراين اگر به قصور و ناتوانى يكى از آن دو علم باشد عقد مزبور باطل است .
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 32
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٣٢