( و تقدير الخطر ) و هو العوض إن شرطاه ، أو مطلقا
شرح فارسى :
مرحوم مصنف مىفرماين :
ه : شرط است كه در عقد مسابقه [ خطر ] را تقدير و اندازهاش معيّن كنند .
شارح ( ره ) مىفرماين :
مقصود از [ خطر ] عوض مىباشد .
مخفى نباشد كه تقدير خطر در آن صورتى است كه آن را در ضمن عقد شرط كنند يا مىتوان گفت بنا بر قول كسانى كه آن را شرط در صحت عقد مىدانند اگر عقد را هم مطلق گذاشته و در آن نامى از عوض بعنوان شرط نبرند لازمست در عين عقد آن را معين كنند اگرچه به صورت شرط هم نباشد .
قوله : و هو العوض : ضمير [ هو ] بخطر راجعست .
قوله : ان شرطاه : ضمير تثنيه به متعاقدين و ضمير مفرد منصوب بخطر عود مىكند .
قوله : او مطلقا : يعنى چه عوض را شرط كرده و چه شرط نكنند .
( و تعيين ما يسابق عليه ) بالمشاهدة و لا يكفي الإطلاق ، و لا التعيين بالوصف ، لاختلاف الأغراض بذلك كثيرا
شرح فارسى :
مرحوم مصنف مىفرماين :
و : و شرط است آنچه را كه بوسيلهاش مسابقه را انجام مىدهند تعيين نمايند مثلا بگويند با كدام اسب يا كدام شتر مسابقه صورت مىگيرد .
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 31
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٣١