مؤلف گويد :
اما عدم دلالت روايت بخاطر اين است كه قطع رحم جاهليّت دلالت بر قطع قرابت ندارد بلكه مقصود تنزيل مىباشد يعنى ارحام جاهليّت و كافر بمنزله مقطوع مىباشند و بديهى است كه در تنزيل كوچكترين مجوّز و مصحّحى كه وجود داشته باشد كافيست نظير اينكه مىگويند :
يا اشباه الرّجال و لا رجال كه در اين اطلاق مقصود نفى رجوليّت بطور حقيقى نيست بلكه مراد اين است كه آنها را به خاطر نداشتن برخى از اوصاف رجال همچون حميّت و غيرت و شجاعت بمنزله غير رجال قرار دادهاند .
اما عدم دلالت آيه نيز بخاطر جريان همين بيان و تقرير مىباشد .
( و الجيران لمن يلي داره إلى أربعين ذراعا ) من كل جانب على المشهور و المستند ضعيف و قيل إلى أربعين دارا ، استنادا إلى رواية عامية و الأقوى الرجوع فيهم إلى العرف ، و يستوي " فيه " مالك الدار ، و مستأجرها ، و مستعريها ، و غاصبها على الظاهر ،
فرع
شرح فارسى :
مرحوم مصنف مىفرماين :
اگر كسى در وصيّتش مقيّد نمود كه فلان مال را پس از مرگش به جيران و همسايگانش بدهند .
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 274
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٢٧٤