ماترك و اموال موصى از وقت مرگ وى بوارث منتقل مىشود و چون از جمله ورّاث فرزند ام ولد مىباشد پس جزئى از آن به نسبت سهم و حصّهاى كه فرزند استحقاق دارد بملك او درآمده و پس از استقرار ملك از مملوكيّتش رها شده و على رغم اين تمليك آزاد مىشود و پس از آزادى مال الوصيّة را استحقاق پيدا نموده لاجرم تمامش را بوى مسترد مىدارند .
سؤال
وصيّت نمودن براى مملوك شرط صحّتش اين نيست كه وى قبول كند بلكه بمجرّد موت موصى مال الوصيّة بملك موصى له ( مملوك ) داخل مىشود .
با توجه به اين نكته مىگوئيم :
اگر مولا براى كنيز امّ ولدش مالى را وصيّت كرد به مجرد فوتش به مقدار آن مال بايد كنيز آزاد شود همانطوريكه در مسئله قبلى تقرير شد پس نيازى نيست ابتداء بملك فرزندش درآمده و صبر نموده تا آزاد شده و پس از آن مال الوصيّة را بوى رد كنيم لذا جاى اين سؤال است كه چطور مرحوم مصنف همچون مشهور در خصوص اين مسئله فرمود :
وصيّت براى امّ ولد صحيح است ولى بايد پس از مرگ موصى صبر نمود تا كنيز از سهم فرزندش آزاد شود و پس از مال موصى به را اخذ كند .
پس از اين تقرير اينطور استفاده مىشود كه گويا وصيّت بر كنيز
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 262
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٢٦٢