تعيين عوض راجعست .
و مقصود اين است كه ظاهر عبارت متن دلالت دارد بر اينكه صحت عقد متوقف است بر تعيين عوض و بدون ذكر و تشخيص آن عقد اساسا باطلست .
قوله : و فى التذكرة انه ليس به شرط : كلمه [ واو ] حاليّه بوده و ضمير در [ انّه ] به تعيين عوض عود مىكند .
قوله : و انّما يعتبر تعينه لو شرط : ضمير در [ تعيّنه ] به عوض راجعست چنانچه ضمير مستتر در [ شرط ] نيز چنين مىباشد .
و حاصل مراد مرحوم علامه اين است كه :
اگر در عقد سبق و رمايه اساسا نامى از عوض نبرند عقد صحيح است و اينطور نمىباشد كه صرفا در عقد عوض را اسم برده و آن را مشخص كنند .
بلى : اگر در عقد عوض را شرط كرده و اسمش را ذكر نمودند براى اينكه غرر و جهالت پيش نيايد لازمست آن را معين و مشخص كرده و جنس و مقدار و وصفش را تعيين كنند .
( و يجوز كونه منهما معا ) ، و من أحدهما و فائدته حينئذ أن الباذل إن كان هو السابق أحرز ماله ، و إن كان غيره أحرزه
شرح فارسى :
مرحوم مصنف مىفرماين :
ج : در عقد سبق و رمايه جايز است كه هركدام از متعاقدين با هم عوضى در وسط گذارده و بگويند برنده مسابقه مالك آن باشد .
شارح ( ره ) مىفرماين :
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 21
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٢١