منهما قدرا ، و جنسا ، و وصفا . و ظاهر العبارة ككثير : أنه شرط في صحة العقد ، و في التذكرة أنه ليس به شرط ، و إنما المعتبر تعيينه لو شرط و هو حسن .
شرح فارسى :
مرحوم مصنف مىفرماين :
ب : لازمست در اين عقد ( سبق و رمايه ) عوض را تعيين كنند .
شارح ( ره ) مىفرماين :
مقصود از [ عوض ] مالى است كه براى برنده منظور شده و بوى اعطاء مىكنند .
و مراد از تعيين آن اين است كه از حيث قدر ، جنس و وصف مشخص و معلوم باشد و از ظاهر عبارت متن همانطورى كه از بسيارى عبارات برمىآيد اينطور استفاده مىشود كه تعيين عوض شرط در صحت عقد مىباشد .
ولى مرحوم علامه حلّى در كتاب تذكرة الفقهاء فرمودهاند :
اين امر شرط در صحت عقد نميباشد ، بلى اگر عوض را در ضمن عقد شرط كنند لازمست كه آن را معين نمايند و اين فرموده از نظر ما پسنديده و نيكو است .
قوله : يبذل للسابق منهما : ضمير در [ منهما ] بمتعاقدين راجعست .
قوله : قدرا و جنسا و وصفا : مثلا اگر عوض از قبيل نقود باشد قدرش را معين كنند كه 10 نقد بوده و جنسش را مشخص كنند كه دينار است و وصفش را بگويند كه طلاى 18 عيار مىباشد .
قوله : انّه شرط فى صحة العقد : ضمير در [ انّه ] به
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 20
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٢٠