تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 148

مساهمون:

ص١٤٨
بعد از آن بوده و عمل مسبب از عقد و انشاء آن بوده است . در اينجا حكم اين است حكم مالك باز قسم بخورد چه آنكه اصل با او مىباشد . شارح ( ره ) مىفرماين : كلمه [ جعل ] در عبارت ماتن ( ره ) بفتح جيم يعنى قرارداد مىباشد . و مراد از [ اصل ] دو چيز ممكن است باشد : 1 - اصل برائت ذمّه مالك از حق جعاله . 2 - اصل عدم تقدّم جعل بر حصول مال در دست عامل . سؤال همانطورى كه در مورد شك و اينكه كلام جاعل صحيح است يا عامل مىتوان گفت اصل عدم تقدم جعل بر حصول مال در دست عامل است و بدين ترتيب قول مالك را بر ادعاى عامل مقدم نموده و حكم بفراغ ذمّه‌اش مىنمائيم عينا ممكنست اينطور گفته شود : اصل عدم تقدّم وصول مال بدست عامل است قبل از جعل و در نتيجه قول عامل مقدّم شده و ذمّه مالك مشغول مىشود پس با وجود اصل دوّم چگونه اوّلى فقط جارى شد . جواب اگرچه اصل دوم را مىتوان با تقريرى كه گذشت جارى نمود