ديگرى 2 دينار و براى سوّمى 3 دينار معيّن نمود و پس از اتمام صيغه جعاله هرسه كار مطلوب را با هم انجام دادند مثل اين كه بنده فرارى را بمالكش برگرداندند در اينجا اوّلى ثلث دينار و دومى ثلث دو دينار و سوّمى ثلث سه دينار يعنى يك دينار مستحق مىباشند .
بنابراين اگر عمل مزبور را يكى از آنها بطور مستقل انجام داد تمام عوض كه براى او معيّن شده مستحق است چنانچه اگر دو نفر آنها و با كمك يكديگر آن را باتمام برسانند هريك نصف اجرت خود را طلبكار است .
قوله : كان جعل لاحدهما : ضمير تثنيه در [ لاحدهما ] به آخرين راجعست .
قوله : فله ما عيّن له اجمع : ضمير در [ فله ] و [ له ] به احدهم راجعست .
( و لو لم يسم لبعضهم ) جعلا مخصوصا ( فله ثلث أجرة المثل ) و لكل واحد من الآخرين ثلث ما عين له و لو رده من لم يسم له و أحدهما فله نصف أجرة مثله ، و للآخر نصف ما سمي له ، و هكذا ،
مسئله چهارم
شرح فارسى :
مرحوم مصنف مىفرماين :
اگر جاعل براى برخى از سه نفر اجرت قرار داده و جهت بعضى ديگر اجرتى معيّن نكرد حكم اين است كه اگر همگى