قوله : الا فى ردّ الابق من المصر : كلمه [ من المصر ] جار و مجرور ، متعلق است به [ رد ] نه ابق و حاصل مراد اين است كه عامل عبد آبق را از همان شهرى كه مالكش در آن ساكن است پيدا كرده و بوى مسترد دارد .
قوله : الذى فيه مالكا اليه : ضمير در [ فيه ] به مصر و در [ اليه ] به مالك راجع است .
قوله : و فى ردّه من غيره : ضمير در [ ردّه ] به آبق و در [ غيره ] به مصر راجع مىباشد .
قوله : سواء كان من مصر آخر ام لا : حاصل مراد اينستكه عامل اگر عبد فرارى را از شهرى كه مالكش در آن بوده پيدا كند و بياورد اجرتش يك دينار است و در غير اين صورت چهار دينار اجرة المثل او است اعم از اينكه از شهر ديگرى عبد را پيدا كند نظير اين كه شهر مالك قم بوده و عامل عبد را از اصفهان پيدا كرده و به وى تحويل دهد يا اينكه از همان شهر او را پيدا كند ولى نه از نفس شهر بلكه از صحراها و بيابانهاى اطراف يا دهات و قصبات ملحق به آن مثلا در مثال مزبور عامل عبد را از وشنوه يا فوردو و يا از جمكران پيدا نموده و بمالكش بسپارد .
قوله : و مستنده ضعيف : مرحوم شارح در حاشيه [ منه ] مىفرماين :
مستند روايت مسمع بن عبد الملك از مولانا الصادق عليه السلام است به اين شرح :
قال النبى صلّى اللّه عليه و آله و سلم : جعل فى ردّ الآبق دينارا
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 136
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص١٣٦