1 - آنكه عوض معيّن و مشخص است كه در اين صورت همان عوض را مىبايد بوى بدهد .
2 - آنكه عوض معيّن نبوده و از نظر جنس و مقدار مشخص نشده باشد كه حكم در اين صورت همان است كه قبلا ذكر نموديم يعنى بجاى معيّن لازم است اجرة المثل عمل را به عامل بپردازد .
قوله : مطلقا : يعنى قراردادكننده هركس باشد اعم از مالك و غير او .
قوله : الجعل : بضم جيم يعنى عوض .
قوله : حيث يتعيّن : ضمير در [ يتعيّن ] به جعل راجع است .
و مقصود اين است كه اگر عوض را از حيث مقدار و جنس معيّن نموده باشد همان را لازم است به عامل بپردازد ولى اگر آن را معلوم و معيّن نكرده مثلا گفته است :
هركس مال گمشده من را به من بازگرداند مقدارى بوى خواهم داد .
در اين صورت حكمش همان است كه ذكر شد يعنى چون عوض معلوم نيست بجاى عوض معلوم و معيّن بايد جاعل اجرة المثل عامل را به او بپردازد .
قوله : و الا : يعنى و ان لا يتعيّن .
قوله : فما ذكر بدله : كلمه [ ذكر ] به صيغه مجهول و ضمير نائب فاعلى در آن به [ ماء موصوله ] راجع بوده و كلمه [ بدله ] منصوب است تا حال باشد از [ ما ذكر ] و ضمير مجرورى در آن به [ معين ] عائد
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 103
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص١٠٣