پيدا نمود كه عرف آن را سفر مىداند مىتواند نفقه در آن را از مال - المضاربة بردارد چنانچه اگر بسفرى احتياج پيدا كرد كه در آن بواسطه برخى از اسباب همچون كثرت سفر يا عصيان در آن نمازش را تمام مىخواند نيز مىتواند نفقه در آن را از مال المضاربة بردارد .
بلى در مواردى كه از اسم و عنوان مسافر خارج گرد يا به سفر زائدى كه در تجارت به آن نيازى ندارد اقدام كند حكم اين است كه نفقه در آن را بايد از مال خود بردارد و اين حكم استمرار داشته تا وقتى كه وصف مسافر بر او صادق آيد .
قوله : و هو ما اشتمل : ضمير [ هو ] بشرعى راجعست .
قوله : فينفق و ان كان قصيرا : ضمير مستتر در [ ينفق ] به عامل و در [ كان ] به سفر راجع است .
قوله : الا ان يخرج عن اسم المسافر : فاعل در [ يخرج ] ضميرى است كه به عامل عائد است .
قوله : او يزيد عمّا يحتاج التجارة اليه : فاعل در [ يزيد ] ضميرى است كه به سفر عود مىكند و ضمير در [ اليه ] به ماء موصوله راجع است .
قوله : فينفق من ماله : ضمير مستتر در [ ينفق ] و در [ ماله ] به عامل راجعست .
قوله : الى ان يصدق الوصف : مقصود از [ وصف ] وصف مسافر بودن است .
متن :
و احترز بكمال النفقة عن القدر الزائد عن نفقة الحضر ، فقد قيل : إنه لا ينفق فيه سواه ، و نبه بأصل المال
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 77
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٧٧