سفرى حق مطالبه نفقه را ندارد لذا اگر بعد از شرط و پذيرفتن عامل صاحب مال با اينكه بر وى لازم نيست آن را بپردازد اجازه داد كه عامل هزينه و نفقه در سفر را از مال او بردارد اين خود احسان و محض تبرع است .
قوله : و لو شرط عدمها : ضمير فاعلى در [ شرط ] به صاحب مال و در [ عدمها ] به نفقه عود مىكند .
قوله : لزم : يعنى لزم الشرط .
قوله : و لو اذن له بعده : ضمير در [ اذن ] به صاحب مال و در [ له ] به عامل و در [ بعده ] به شرط عائد است .
قوله : فهو تبرّع محض : ضمير [ هو ] باذن راجعست .
متن :
و لو شرطها فهو تأكيد
شرح فارسى :
مرحوم شارح مىفرماين :
اگر در عقد مضاربه شرط كردند كه در صورت پيش - آمدن سفر عامل نفقهاش را از مال المضاربه بردارد اين شرط بعنوان تأكيد تلقّى مىگردد زيرا اگر عقد را مطلق واقع مىساختند و به شرط تصريح نمىكردند اطلاق اقتضايش همين بود كه عامل بتواند از مال المضاربه نفقه سفر را بردارد ازاينرو شرط مؤكد اين معنا مىشود نه مؤسس .
بلى در صورتى كه عدم آن را شرط كنند چنانچه گفته شد عامل حق برداشت ندارد .
مؤلف گويد :
بنابراين سه صورت در اينجا متصوّر است :
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 73
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٧٣