در تسميه اين عقد بنام [ مضاربه ] وجوهى گفته شده كه ذيلا شرح داده مىشود :
الف : كلمه مضاربه از [ ضرب فى الارض ] يعنى درنورديدن و مسافرت نمودن مشتق است و چون عامل جهت سعى در تجارت و تحصيل سود اقدام به فعّاليت و سفر نمودن از نقطهاى بنقطهاى ديگر مىكند و اين امر بواسطه درخواست صاحب مال بوده ازاينرو گويا اقدام به مسافرت و حركت از طرفى به طرف ديگر معلول و مسبب از هردو نفر بوده لاجرم معناى مفاعله و تحقّق فعل از دو طرف در خارج وجود پيدا كرده و بدين تناسب آن را بنام [ مضاربه ] خواندهاند .
ب : آنكه مشتق از [ ضرب الشئ بالشئ ] به معناى آميختن و مشترك گشتن مىباشد و چون هركدام از صاحب مال و عامل در ربح به مقدارى سهم و حصهاى با هم شريك هستند ازاينرو عقد مزبور را به اين نام خواندهاند .
ج : آنكه از [ ضرب بالشئ ] به معناى تصرف در شئ نمودن و تبديل و تعويض كردن است و چون عامل جهت تحصيل ربح در مال تصرف نموده و آن را مبدّل بمتاع و سپس متاع را به مال تعويض مىكند لاجرم عقد يادشده را مضاربه گفتهاند .
قوله : و هى ان يدفع مالا الى غيره : ضمير [ هى ] به [ مضاربه ] و ضمير مستتر در [ يدفع ] به مضارب ( به صيغه اسم فاعل ) راجع بوده و ضمير در [ غيره ] نيز به [ مضارب ] عود مىكند .
قوله : ليعمل فيه : ضمير مستتر در [ يعمل ] به غير راجع بوده و ضمير در [ فيه ] به مال عود مىنمايد .
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 54
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٥٤