تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 45

مساهمون:

ص٤٥
ب : آنكه سهم خود را در قبال عوض معيّن و مشخّص با ديگرى صلح كند . ج : آنكه غريم و بدهكار را از سهم خود كه بذمّه او آمده ابراء كرده و از وى بخواهد كه مالى به قدر حق وى به او هبه نمايد . كه در ايندو صورت اخير بطريق اولى مال دريافت‌شده به وى اختصاص پيدا كرده و غير قابض در آن شريك نيست . د : آنكه وى طلبكار خودش را بمديون يعنى مشترى حواله كرده كه به مقدار حقّش طلب خود را از مشترى بستاند . مؤلف گويد : مثلا مبلغ 500 تومان عمرو به خالد بدهكار است حال در وقت مراجعه خالد و مطالبه طلب خود اگر عمرو او را حواله كند كه اين مبلغ را از مشترى كه وى نيز به همين مقدار بابت خريدن گوسفند به عمرو بدهكار است بستاند بدون اشكال زيد در پول وصول‌شده سهيم نيست . ه : در وقت فروش گوسفند عمرو از مشترى نسبت به حصّه خود مطالبه ضامن كند و شخص ثالثى آن را بنفع وى ضمانت نمايد كه در اينجا اگر عمرو حصّه خود را از ضامن بگيرد زيد در آن سهيم و شريك نيست . قوله : و لو اراد الاختصاص بالمقبوض : ضمير فاعلى در [ اراد ] به قابض راجع است . قوله : فليبع حقّه : ضمير فاعلى در [ فليبع ] و ضمير مجرورى در [ حقه ] هردو به قابض عود مىكنند .