ى : در هرمورديكه عقد فاسد شد ميوههاى بثمر رسيده از آن مالك بوده و به عهده او است كه اجرة المثل عامل را بپردازد .
شارح ( ره ) مىفرماين :
اما اينكه ميوهها متعلق به مالك است دليلش اين است كه نماء و ثمره هميشه تابع ملك است پس هركس كه مالك عين بوده مالك نماء آن نيز مىباشد .
و اما اينكه اجرة المثل عامل را بايد بپردازد جهتش اينست كه وى تبرعا و مجانا كار نكرده و چون عملش محترم است و در قبال آن عوض مقرر حاصل نشده لاجرم به اجرت تبديل مىگردد .
لازم بتذكر است كه حكم يادشده در صورتى است كه عامل از فساد عقد اطلاعى نداشته باشد و نيز فساد عقد ناشى از شرط كردن عدم حصه براى عامل نباشد چه آنكه در دو صورت مزبور حقى برايش به عهده مالك ثابت نيست چون خود بر اين امر و ضرر اقدام نموده
قوله : لانها تابعة لاصلها : ضمير در [ لانها ] و [ لاصلها ] به ثمره راجع است .
قوله : و عليه اجرة مثل العامل : ضمير در [ عليه ] به مالك راجعست .
قوله : لانه لم يتبرع بعلمه : ضمير در [ لانه ] و [ بعمله ] به عامل عائد است .
قوله : و لم يحصل له العوض المشروط : ضمير در [ له ] به عامل راجع بوده و مقصود از [ عوض مشروط ] حصه مىباشد .
قوله : هذا اذا لم يكن عالما بالفساد : مشار اليه [ هذا ]
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 352
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٣٥٢