بتلف بعض الثمرة
شرح فارسى :
مرحوم مصنف مىفرماين :
ط : بر مالك مكروه استكه شرط كند عامل با حصهاى كه به مالك بايد بدهد مبلغى طلا يا نقره نيز بپردازد حال اگر يكى از متعاقدين بچنين شرطى مبادرت نمود بر او واجب است به شرطش ملتزم بوده و آن را عملى سازد مشروط به اينكه ميوهها از آفات سالم بماند .
شارح ( ره ) مىفرماين :
چنانچه از عبارت متن برمىآيد صرفا شرط طلا و نقره مكروهست ولى غير ايندو از اجناس و امتعه كراهتى ندارد زيرا اصل عدم كراهت است .
و اما اينكه مصنف ( ره ) فرموده وجوب وفاء به شرط مشروط به سلامت ميوهها از آفات است كلامى است متين بنابراين اگر تمام ميوهها تلف شده يا اصلا درختان بار نياورند شرط لازم الوفاء نمىباشد چه آنكه گرفتن نقد يا متاع در حق گيرنده مصداق اكل مال بباطل است مثلا اگر مالك به عهده عامل چنين شرطى كرده باشد و عامل پس از كار و سعى و حصول ميوه تمام به آفت سماوى تلف شدند يا اصلا بار بثمر نرسيد حال اگر وى را ملزم بپرداخت شرط كنيم و مجبورش نمائيم علاوه بر اينكه در قبال عملش حظّى و بهرهاى نبرده مالى هم بپردازد عين ضرر و خسران مىباشد پس چگونه اينحكم را مىتوان عملى نمود .
و اگر ميوهها مقدارى تلف شدند اقوى از نظر ما اين است كه از شرط چيزى ساقط نمىشود چه آنكه عمل به شرط لازم و واجب است و
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 350
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٣٥٠