قوله : لانه الخارج بالنظر الى الباذر : ضمير در [ لانه ] به [ من ليس له بذر ] راجع بوده و مقصود از [ خارج ] اينست كه يد و سلطهاش خارج است و مراد از [ باذر ] صاحب بذر مىباشد .
قوله : حيث قدّم قوله : يعنى قول باذر .
متن :
و قيل : يقرع ، لأنها لكل أمر مشكل . و يشكل بأنه لا إشكال هنا فإن من كان القول قوله فالبينة بينة صاحبه فالقول بتقديم بينة المدعي فيهما أقوى ،
شرح فارسى :
مرحوم مصنف مىفرماين :
بعضى از فقهاء فرمودهاند :
در هردو مسئله بايد قرعه كشيد .
شارح ( ره ) مىفرماين :
مدرك اين قائل اين است كه قرعه جعل و تشريع شده است براى هرامر مشكل و دشوارى و اين مورد نيز از موارد مشكله است ولى دليل ايشان تمام نيست زيرا در مورد بحث اشكالى وجود ندارد چه آنكه از دو حال خارج نيست يا هردو بينه دارند يا هيچيك داراى بينه نيستند :
اگر هردو بينه نداشتند بينه مدعى بمقتضاى [ البينة على المدعى ] مقدم است و اگر هيچيك بينه نداشتند قول منكر بمقتضاى [ اليمين على من انكر ] مقدم مىگردد زيرا در بحث دعاوى قاعده كليهاى است كه در اينجا جارى مىباشد و آن اين است كه هركسى كه قولش با نبودن بينه مقدم است با فرض وجود بينه ، بينه طرف مقابلش مقدم مىشود در نتيجه بايد گفت بينه مدعى در هردو مسئله بر بينه ديگرى
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 309
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٣٠٩